تیکه پاره
"جهاد اقتصادی"ت
هر چه بودیم
به سخره گرفتیم
با کتاب ها
شعار ها
بنرها
حرف و حدیث ها
و هر آنچه ماند
دادگاه اختلاس بود و
بدهی ها و
قول های شبِ عیدِ "پدر"!
و آن "آقا"...
امسال هم
به اتفاق "زاده هایش"
کنار ساحل
حمام آفتاب می گیرند
"ان شاءالله"
و باز آنچه ماند
"دولت"ی که
میان بازیِ "ارز" و "طلا"
با خون ما
قمار می کند...
و می خندد
و مسخره می کند
تمام رنج ملت را
هر چه بود تمام شد،
کُمِدیِ امسال سیاست بازان
که سوژه را از نام سال های "تو" می گیرند
و سال آینده هم
کتاب ها
شعار ها
بنرها
حرف و حدیث ها
و بدهی های "پدر"
و طلبکاری های آن "آقا"
اما...
دل ِ"پدر" به یک چیز خوش است
آنچه که همیشه بود و هست و خواهد بود
"مردانگیِ تو"
...
یا علی مدد...