الرحمن...

خدا ما را برای هم نخواهد
و کاش...
برای خود برگزیند
و نه با این لباس سفید ِ "تو" و
کت شلوار مشکی ِ"من"
که با بدن های بی سر و غرق خون...

ان شاءالله

 

پ ن: این، تمام ذوق و شوق این روزهای "عروسی آلود" من است


یا علی مدد...

خلصنا

آقای من! مولای من! فدایتان شوم! قربان دل بی قرارتان گردم! شما را قسم می دهم به مادرتان! شما را قسم می دهم به دل عمه جانتان زینب!
در این شب آخر، یا "سلمان" شدن مان را امضاء کنید یا مرگ مان را...

 

پ ن: دیگر نمی توانم بنویسم: "علی علی..."

یا علی مدد...