بچه های زود رنج خدا!
بند تسبیح مان پاره شود، بساط سجاده مان را جمع می کنیم...
خدای من!
علی علی...
خدای من!
علی علی...
پ ن: آنچنان دلش برای آرمان هایمان روضه می خواند و چشم هایش به یقین پلک می زدند که...حال می خواهد خودش را به فراموشی بزند...برای دلش دعا کنید...برای دل من هم!
علی علی...
علی علی...
پ ن: آقای کافه تلخ!! می ذاری می ری و نمی گی من چی جوری به این جماعت بفهمونم تو دیوونه ای...یعنی مجنونی و بر مجنون حرجی نیست!؟
علی علی...
علی علی...
- تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
پ ن: کاش روزی برسد که ایمان پیدا کنیم که مدیریت، سواد لمعه و مکاسب و کفایه و ...نمی خواهد. مدیریت، مدیریت و آگاهی به زمان می طلبد. معتقدم بزرگان دعا بفرمایند و روند مدیریتی حوزه را به جوانانی بسپارند که سرعت تغییر و تحولات را درک می کنند.
علی علی...
پ ن: شاید از روزی که با ساختار اخلاقی و فرهنگی حوزه قهر کردم
علی علی...
پ ن: البته فقط "ناخونک"...
دوستی برای من نوشته است:
"میدانی یاسر، مشکل با دادن این تصویر حل نمیشود. در مورد حجاب. چون من و توی نوعی، این تصویر برایمان ناخوشایند است. اینکه کسی در هر زمینه ای ناخنکمان بزند و سوءاستفاده کند ازمان. ولی نگاه آن دیگران متفاوت است. در نگاه آنها اصلش این ناخنک نیست. سوءاستفاده نیست. خودشان دوست دارند.
با این زبان نمیشود با آنها حرف زد"
علی علی...
- تولدم را در کنار "تو" به تأمل می نشینم...!!!
علی علی...
- شک هایت را بالا بیاور، دلم!
پ ن: در راستای تحریم بلاگفا از سوی بچه های ارزشی یک پیشنهاد دارم...بیاید بساطمون رو جمع کنیم بریم نی نی وبلاگ ![]()
محض "ما می توانیم": سید کوچولو
علی علی...