دلم برای آن روزها یه ذره شده

به یاد "علی فتاح"...
به یاد "مهتاب"...
به یاد "من او"...
به یاد چادر نماز و سجاده و تسبیح عقیق و امام زاده و...
به یاد بچه های با صفای "من او"...
به یاد "امین مجد" و همه دوستان عزیز...رفتگان و عزیزان حاضر

چلق!

پ ن:

علی علی...

یتیم نوشت

بابای ماست...علی

 

پ ن:نبودم... بیست و چندی روزی می شد...الان هم که آمده ام خسته ام...خیلی خسته...خسته ای که چشمش به انتظار معجزه ای است...دعایم کنید!

علی علی...